سيد جلال مصطفوى كاشانى
22
مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى )
پس از بازگشت به ايران در اواخر سال 1350 و شروع به تدريس مباحث گياهان دارويى و فارماكوگنوزى در دانشگاه اصفهان بهخوبى متوجه شدم كه تا چه حد پزشكى گذشته در ايران مهجور مانده و دانشمندان بزرگ اين سرزمين فراموش شده است و به آثار آنان بىتوجهى مىشود . در آن هنگام بحث از پزشكى و مبانى طب گذشته يك ضدّ ارزش محسوب مىشد و در جوامع علمى بهخصوص دانشگاهى كشور ذكر نام و آثار علمى گذشتگان مورد بىمهرى قرار مىگرفت . در آن هنگام بود كه به ارزش نوشتههاى اين بزرگمرد در عرصه علم پزشكى ايران پى بردم و دليل اصرار آن فرزانه يگانه براى تطبيق مباحث آثار دانشمندان گذشته با مبانى علمى روز برايم آشكار شد . به كمك علامه جليل القدر شادروان دكتر محمود نجمآبادى - كه افتخار آشنايى با ايشان را از قبل به دست آورده بودم - به آدرس منزل و تلفن استاد مصطفوى دسترسى يافتم و باب مكالمه و مكاتبه با ايشان را گشودم و هروقت به مشكلى براى شناخت نظرات پزشكى جرجانى ، رازى و شيخ الرئيس برمىخوردم با ايشان تماس مىگرفتم و از آن درياى معرفت و علم بهرهمند مىگرديدم . بهخاطر مىآورم كه در پاييز 1355 در مورد يكى از توصيههاى جرجانى براى درمان سرطان به مطلبى برخورد نموده بودم كه برايم قابل قبول نبود ، لذا در يك گفتوگوى تلفنى موضوع را با استاد در ميان گذاشتم و هنگامى كه ايشان دريافتند كه از توضيحات ايشان قانع شدهام دعوت نمودند كه سفرى به تهران نموده و در منزل ايشان در رابطه با موارد فوق بحث و گفتوگو نماييم . در هفتههاى بعد به اتفاق همكار دانشمند دكتر هادى صمصام شريعت به ديدار ايشان رفتيم . از سادگى و بىتكلّفى ايشان در عجب شديم . اتاقها مملو از كتاب و يادداشت بود ، گويا استاد از ضمير ما به افكارمان پى بردند و فرمودند : من تمام زندگى خود را صرف آموختن و نوشتن كردهام و براى انتشار مجلهء دنياى علم ، اموالم را هزينه كردهام و اميدوارم كه توانسته باشم دين خود را به جامعه پزشكى ادا نموده باشم . بههرحال بحث و گفتوگوى ما با ايشان به درازا كشيد و استاد ما را به صرف ناهار دعوت نمود و بازهم از بىپيرايگى و سادهزيستى و طبع بلند و كريم خود ما را متعجب كرد . در آن روز در زمينه مهجور بودن طب سنتى ايران بحث و گفتوگو كرديم و پايه يك همكارى گستردهء علمى براى احياء پزشكى سنتى و گياهدرمانى علمى گذاشته شد و قرار شد